X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

آرام تر بگذر

پنج‌شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:06 ق.ظ

آرام تر بگذر! 

ای مسافرمن! 

ای جداناشدنی! 

گامت راآرام تر بردار ـ 

 

از برم آرامتر بگذر    تا به کام دل ببینمت . 

بگذار از اشک سرخ ـ   گذر گاهت را چراغان کنم. 

آه ...که نمی دانی ـسفرت روح مرا به دو نیم می کند  

و...شگفتا که زیستن بانیمی از روح تن را می فرساید. 

بگذار بدرقه کنم    واپسین لبخندت را  

وآخرین نگاه فریبنده ات را. 

 

مسافرمن! 

آنگاه که می روی    کمی هم واپس نگر باش . 

بامن سخنی بگو . 

مگذار یکباره از پا درافتم ـ 

فراق صاعقه وار را بر نمی تابم . 

جدائی را لحظه لحظه به من بیاموز 

آرامتر بگذر .من چه کنم ؟ 

تو پرواز می کنی  

.من پایم به زمین بسته است . 

ای پرنده دست خدا به همراهت  

امانمی دانی    که بی توبه جای خون ـ 

اشک در رگهایم جاری است از خود تهی شده ام  

نم دانم تاباز گردی ـ 

مرا خواهی دید؟ !...

 

 

 اینم از مطلب امروز خیلی قشنگ بود نه ؟اما حیف که نمی دونم نویسندش

کیه شما اگه می دونید به من بگید متشکر میشم . 

تافرصتی دیگر ...بای