X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

با من از عشق بگو

جمعه 3 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 11:00 ب.ظ

نازنینم ! 

در رویای خود به استقبال چشمان سیاه تو آمدم که عاشقانه ترین کلمات را به من تعارف میکنند  

دوست دارم مثل گذشته ها با تمام وجود با تو سخن بگویم ٬ولی باور کن واژهایم از جنس سکوتند و گوش هایت را نمی نوازند . 

دلم تنگ شده دلم تنگ شده برای بوییدن آب دریا و برای جای پای باد در میان شاخه های سبز درختان . 

من به لبخندم نیز اخم میکنم تا برکه هم بداند من واقعا دلتنگم . 

قلک دلم پر شده از سکه های غم و حنجره ام نایی برای خواندن آوازهای محزون ندارد . 

زندگی همچون کوهی است که برای رسیدن به خوشبختی باید قله آن را فتح کرد . 

چنانچه در نیمه راه پشیمان شوی هرگز به قله خوشبختی نخواهی رسید  

 پس به راحت ادامه بده تا چهره زیبای دنیا را از بلندای قله سعادت بنگری . 

 

 

 

پ ن:چند پست قبلتر یه مطلب(گذشت اما چه سخت ) در مورد یکی از اقوام گذاشته بودم که تو حادثه رانندگی همسر ودوبچه خود را از دست داده بود .بعضی از دوستان خواسته بودن بیشتر در موردش بنویسم اما خودم هم بعد از اون اتفاق زیاد ندیده بودمش  چون خودش هم مدام تحت درمان بود و به تازگی میتونه حتی بدون عصا هم راه بره .روز ۴شنبه مامانم زنگ زد گفت قراره بیاد خونشون وگفته می خواد ما را هم ببینه . 

دیروز تمام وقت پیشش بودم وامروز نزدیک ظهر رفتند اصفهان من وقتی با هاش حرف میزدم مثل این بود که می خوام به یک ظرف چینی بسیار ظریف دست بزنم که هر لحظه ممکنه بشکنه با احتیاط واینکه خاطراتش را زنده نکنم اما خواه نا خواه با دیدن عماد که همسن بچه دومش بود یاد گذشته میوفتاد وطوری از بچه هاش حرف میزد که انگار هنوز زنده هستن . 

ازش پرسیدم با خاطراتت زندگی می کنی ؟گفت اینکار را میکردم اما دیدم  دارم دیونه میشم تصمیم گرفتم با زمان حال زندگی کنم اما هنوز با کمترین بهانه چشمهایش پر از اشک میشد  

خانه اش را عوض کرده تمام وسایل زندگیش را عوض کرده وهر چی که او را یاد گذشته می انداخته را کنار گذاشته . 

نماز وقرآن و تسبیحش ترک نمی شد پیش خودم گفتم شاید اگه این اتفاق برای من میوفتاد  

کافر میشدم ودیگه خدا را هم صدا نمی کردم اما اون این اتفاق را یک امتحان بزرگ میدونست که زندگیش را متحول کرده وباعث شده که خودش را بیشتر بشناسه واز شناخت خود به شناخت خدا برسه .