X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

سنگ زن عاقل

دوشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 09:16 ب.ظ

 

زن عاقلی (البته همه زن ها عاقل هستند)از یک منطقه کوهستانی عبور می کرد از رود خانه سنگ گرانبهایی پیدا کرد .روز بعد به مسافر دیگری برخورد کرد که گرسنه بود٬و زن عاقل کیفش را باز کرد تا غذایش را با او تقسیم کند .مسافر گرسنه سنگ گران قیمت را در کیف زن دید ٬ازآن خوشش آمد و از زن عاقل خواست تا آن سنگ را به او بدهد .زن بدون تردید چنین کرد. 

مسافر در حالی که از بخت و اقبال خوب خود به وجد آمده بود او را ترک کرد.او می دانست که سنگ گرانبها آنقدر ارزش داره که بقیه عمر او را تامین کند . 

اما چند روز بعد ٬در حالی که به دنبال زن عاقل بود برگشت .وقتی اورا پیدا کرد سنگ را به او بر گرداند و گفت :«من خیلی فکر کرده ام .من می دانم که این سنگ چقدر ارزش دارد.اما آن را به تو باز می گردانم به این امید که تو چیزی گرانبها تر از آن را به من بدهدی.اگر می توانی ٬آن چیزی را به من بده که در درون توست و به تو این قدرت را داد که سنگ را به من بدهی ». 

  

پ ن۱:با تشکر از دوست خوبم دکتر سارا که قبول دعوت کردن و بازی پست قبل را انجام دادن . 

و من همچنان منتظرم تا بقیه دوستان هم اعترافاتشون را بنویسین البته یه تعدادی گفتن دارن فکر می کنن و باران عزیز هم گفته چهارشنبه آپ می کنه و اعترافشو می نویسه ...ممنون 

 

پ ن۲:امروز عماد آزمایشات قبل از عملشو داد البته امروز فقط ازش خون گرفتن جوابش دو روز بعد آماده می شه پسرم خیلی خوب تحمل کرد و زیاد نا آرومی نکرد شاید هفته دیگه ببریمش برای عمل ...امروز چهارتا ماهی قرمز هم خرید که موقعی هم که تلوزیون نگاه می کنه باید کنارش باشن  

... 

                            هم اکنون نیازمند دعای سبزتان هستیم  

 

البته فقط مال عمل عماد نیست اگه درست شد بهتون میگم اگه نه...که هیچ پس لطفا دوبار دعا کنید .

پ ن۳:برادر همسر هم امروز وبلاگشو افتتاح کرد اگه دوست داشتین  اینجا را ببینین .