X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

همه چی آرومه

چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:35 ق.ظ


همه چی آرومه تو به من دل بستی....

این چقدر خوبه که تو کنارم هستی....

همه چی آرومه....غصه ها خوابیدن....

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم...

پیشم هستی حالا به خودم می بالم

تو به من دل بستی از چشات معلومه

من چقدر خوشبختم همه چی آرومه.

تشنه چشماتم ....منو سیرابم کن...

منو با لالایی...... دوباره خوابم کن....

بگو این آرامش ...تا ابد پابرجاست....

حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم...

پیشم هستی حالا به خودم می بالم.

تو به من دل بستی از چشات معلومه.

من چقدر خوشبختم همه چی آرومه..

همه چی آرومه تو به من دل بستی ..

این چقدر خوبه که تو کنارم هستی....

همه چی آرومه غصه ها خوابیدن....

شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم

پیشم هستی حالا به خودم می بالم....


وقتی صبح ها از خانه میام بیرون هیچی به اندازه شنیدن این آهنگ حمید طالب زاده تو ماشین برام آرامش بخش نیست .حتی وقتی دیرم شده یا استرس دارم با گوش کردن این آهنگ کلی آرام میشم البته اگه عماد بذاره ...چون مدام میزنه رو آهنگ سوسن خانم و خودشم تا دم در مهد باهاش می خونه و ادا در میاره شیشه ماشین را هم میده پایین ...چند روز پیش پشت چراغ قرمز کلی ادا در آورد وقتی می خواستیم راه بیفتیم ماشن بغلی داد زد خیلی با حالی پسر ...من هی صدای ضبطو کم می کنم عماد زیاد ...خلاصه با این سوسن خانم فیلمی داریم ...

خلاصه این آهنگو تقدیم می کنم به همتون از طرف من برین گوشش کنین ...البته نگین که کسیو ندارین که در کنارش آرامش بگیرین ...مثلا اونجا که می گه پیشم هستی حالا ...فقط به همه چی آرومه فکر کنین ...اونجا هم که میگه تشنه چشماتم ...فقط کافیه تو آینه یه نگاه به چشمای قشنگتون بکنین همه چی حله ...


عماد نوشت:شرمنده نداریم...

در عوضش همسر نوشت داریم


همسر نوشت:

آقای همسر:بازم که رفتی از ادکلن من زدی .

من :خوب این عطر و دوست دارم..

آقای همسر:خوبه حالا این ادکلن را دو بار بهم کادو دادی و حالا خودتم استفاده می کنی .

من :اگه اعتراض کنی مجبور می شم یه بار دیگه هم بهت کادوش بدم (سالگرد ازدواجمون نزدیکه)



پ.ن:بالاخره قرار شد بریم مسافرت البته قرار بود این مسافرت کادوی تولدمان باشد ولی ظاهرا کادوی سالگرد هم شد ...

البته آقای همسر خیلی زودتر از اینها می خواست ما را ببره مسافرت اما من خودم بد مسافرتم الان یک هفته است دارم وسیله جمع و جور می کنم تازه وصیت نامه هم نوشتم ...خلاصه اگه خوبی بدی دیدن حلال کنین .

جای همتون هم خالی ...

از فکر چند ساعت پرواز داره از همین حالا حالم بد می شه ...

وقتی هواپیما اوج می گیره و دل من هی ...نمی دونم حتما خودتون تجربه اش کردین ...

مواظب خودتون باشین ...وبلاگ منو هم تنها نذارین گناه داره ...

خداحافظ...ببخشید نشد تک تک از همتون خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم ...

از همین جا ...خداحافظ