X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

گنجشک ها

یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:19 ب.ظ

   

   فهمیدم

 در این روزهای سرد و سنگین 

                                          فهمیدم  

 خانه وقتی خانه می شود... 

  که پر شود از خاطرات خوب 

 که پر شود از لحظه های شیرین 

 وقتی به دلت می نشیند  

 که به هر گوشه اش نگاه کنی  

 خاطره ای برایت زنده شود  

 خانه ام کم کم دارد جون میگیرد ... 

 خاطرات کم کم دارند نقش می بندن 

در و دیوارش از سردی و بی روحی بیرون می آیند  

حال می توانم کمی با خانه ام صمیمی تر شوم 

می توانم دوستش داشته باشم

   

اما دلم برای گنجشک ها تنگ شده 

وقتی صبح های سر د زمستان خرده های نان را کنار باغچه می ریختم و لحظه ای دیگر حیاط پر می شد از گنجشک ها ... 

و عماد که تا ازدحام گنجشک ها را می دید با فریادی به سمت آنها می دویدو همه را پر میداد 

به گنجشک هایم چه می گویید؟؟ 

 بگویید من بی بهانه رفتم