X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

ماه رمضان

جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:02 ب.ظ

شک داشتم این خاطره را بنویسم یا نه گفتیم این یه ذره آبرویمان هم بر باد نره ولی خوب فعلا تصمیم گرفتم بنویسم شاید بعد پاکش کردم . 

کلاس اول دبیرستان بودم ماه رمضان بود و بازار نماز وروزه داغ بود ما هم با چند تا از بچه ها قرار گذاشتیم شب بریم احیا . 

خداییش تا اون موقع احیا نرفته بودم ونمی دونستم چی کار می کنن وبرنامه هاش چیه از اون چند تا دوست فقط یکیشون آمد .اونم خونه شون نزدیک خونمون بود وبا هم رفتیم حسینیه نزدیک محله مون ٬خیلی شلوغ بود وهر کی به کاری مشغول یکی نماز می خوند یکی قرآن ٬یکی مفاتیح دسش بود خلاصه ما هم یه کناری نشستیم تا ببینیم چی میشه .  

کمی نماز خوندیم ٬کمی از دیگران اطلاعات گرفتیم٬کمی قران خوندیم تا دعای جوشن کبیر شروع شد.

از بلند گوی حسینیه دعای جوشن کبیر پخش میشد وبه یک قسمتش که می رسید همه باهم همخوانی میکردن. ما هم که مفاتیح نداشتیم  پس تصمیم گرفتیم  خوب گوش کنیم تا یاد بگیریم و همراه بقیه تکرار کنیم که خیلی هم بیکار نباشیم  .بعد مدتی ما هم با صدای بلند اون قسمت را بلند بلند تکرار میکردیم. 

گذشت تا سال بعد دوباره با همون دوستمان تصمیم گرفتیم بریم احیا اما با برنامه ٬یکی یه مفاتیح هم برداشتیم رفتیم حسینیه دعای جوشن کبیر را آوردیم وشروع کردیم به خواندن و وقتی به اون قسمت رسیدیم که همه با هم با صدای بلند می خونن من ودوستم یه لحظه به همدیگه نگاه کردیم واز خنده منفجر شدیم ...چرا ؟خوب بخونید  

اونجا نوشته شده بود الغوث الغوث ...(به فریاد برس) 

اما من و دوستم سال قبل که مفاتیح نداشتیم می گفتیم القدس القدس با آخرین صدا ...  

نمی دونم اون کسانی که سال قبل کنار ما نشسته بودن متوجه شدن ما چی میگیم یا نه ؟ 

رو به دوستمان کردیم وگفتیم پارسال ما این همه گفتیم القدس آخرش هم که قدس آزاد نشد  

خلاصه تمام دفعاتی که دعا به اون قسمت همخوانی می رسید ما دوباره نیش مان شل می شد تا میومدیم خودمان را کنترل کنیم دوباره دعا به همون قسمت می رسید و روز از نو ... 

دیگه همه از دستمان کلافه شده بودن اما خوب چیکار کنیم خنده مان می گرفت .  

 

 

پ ن:میدونم که این خاطره برای بعضی ها تکراری می باشد اما فقط برای شرکت در جشنواره رمضان که در وبلاگ وب گپ برگزار می شود تکرار شد.