X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

کارهای بد منو بشمارید

دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:35 ب.ظ

 

 امروز بازم تنها بودم. 

تمام مدت به ساعت نگاه میکنم...الان پسرم سر کلاسه...الان زنگ تفریح...الان داره نهار میخوره  

پاشم برم مدرسه ...اما جلوی خودمو میگیرم .نه بذار کمی یاد بگیره مستقل باشه. 

چند روز اول نهار نمی خورده..به معلمشون گفته بود مامانم الان نهار درست کرده سفره انداخته منتظر منه و چیزی نخورده... 

پسرک امسال  کلاس اول  و هر شب یک صفحه لوحه نویسی داره و کلی تنبلی میکنه...منم دیشب کلی بهش سخت گرفتم...یک خط کش بر داشتم و مثل معلمای قدیم بالای سرش ایستادم تا بنویسه هر جا بد می شد پاک میکردم و دوباره بنویس...مامان خیلی بدی شده بودم. 

بعد از اینکه مشقاش تموم شد بهم میگه کارای بدتو شمردی؟!!!!! 

و منو ویرون کرد... من ...کار خوب ...مگه بلدم...راست میگفت:::مدتهاست خوب بودن را فراموش کردم...تا حالا یه نگاه به کارام کردم؟؟!!! ببینم خوب دارن اصلا...؟؟!!! 

(وقتی قراره عماد پاداشی دریافت کنه باید کارای خوبش از بدها بیشتر باشد.اماکی کاراهای خوب و بد منو می شماره؟؟!! )

 

 

عماد نوشت: 

عماد:مامان آقای...(معاون مدرسه)بهمون گفت اگه بچه های خوبی باشین ما نوکرتونیم 

اما اگه بچه های بدی باشین سی دی میخورین(و با دستش اشاره میکنه و دستشو تو هوا تکان میده) 

من:سی دی نه ...سیلی 

چند دقیقه بعد امده میگه چی بود مامان لی سی می خوریم!!! 

 

 

  شعر نوشت:

این شعر را یکی از دوستان گفتن  اینقدر زیباست که دلم نمیاد فقط خودم بخونمش:   

 

 آغوشت را که وا می کنی
زمستان می لرزد از دستهای توو
هیزم هانقش زمین می شوند.

آغوشت را کنار بخاری بگذار
دلم قرص باشد