X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

تلخ و شیرین

پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 12:11 ق.ظ

 

نمی دونم چرا بعضی وقت ها آدم هی خاطرات گذشته را شروع می کنه زیر رو کردن . 

هی زیر رو می کنه تا توی یک نقطه دوباره حس گذشته براش زنده می شه٬گاهی تلخ و گاهی شیرین... 

 

اما نمی دونم چرا من همیشه اینجوریم مخصوصا توی یک دوره زمانی خاص٬ شروع می کنم زیر رو کردن خاطراتم (مخصوصا نزدیکای عید)گاهی بعضی ها را واسه همیشه دور میریزم و بعضی ها را برای روز مبادا نگه میدارم مثل اون قسمت یادداشت های چرکنویس وبلاگم٬بعضی ها برام عزیزن و بعضی ها تلخ...  

گاهی سبک سنگین می کنم ببینم تلخ ها بیشترن یا شیرین ها... 

 

دلم می خواد دلمو یه خانه تکونی حسابی بکنم همه تلخی ها را دور بریزم...اما می ترسم زندگی بدون تلخی ها طعمی نداشته باشه٬می ترسم یادم بره چی کشیدم و چی شد٬کی دلمو شکست و کی نشکست ٬یادم بره کجا باید خوب باشم و کجا بد٬کجا باید گذشت داشته باشم و کجا باید چشمامو ۱۰ برابر باز کنم. 

این تلخ و شیرین که مزه گسی داره بهتر از یک شیرینی سراب مانند است. 

نظر شما چیه؟؟ 

 

امروز باز ساعتها توی یادداشت های منتشر نشده وبلاگم تاب خوردم٬ بعضی را پاک کردم و بعضی را برای از یاد نبردن تلخی ها و گاها شیرینی ها نگه داشتم. 

 

 

عماد نوشت: 

عماد و آقای همسر دارن ذرت بو داده با طعم پنیر می خورن...عماد که به تازگی داره سعی می کنه همه چیز را بخونه و الحق هم موفق بوده روی بسته ذرت را می خونه.. 

نیک نک..بابا اسمش چیه؟ 

بابا:انگلیسشو بخون.  

عماد:niknak  

بابا انگلیسی هم می شه نیک نک!!!. 

بابا:بله 

عماد:بابا عربیش چی می شه؟...نیک نک...بابا فرانسوی چی می شه؟...نیک نک 

من در این مرحله وارد بحث می شوم 

ببینم پسرم مثل اسم خودت به فارسی چی می شه؟عماد 

به انگلیسی چی می شه؟عماد 

به عربی چی می شه؟عماد 

در این بین عماد گفت نه مامان اسم من به عربی می شه ستون 

(یعنی من از خنده کف زمین..از فکر اینکه یه روز به عماد بگم ستون ) 

خلاصه بلاخره توضیحات لازم و کافی داده شدمخصوصا اینکه اسم عماد یک اسم عربی است و به فارسی معنیش می شه ستون اونم ستون دین(عماد الدین)