X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

بیتو بسر نمی شود

جمعه 8 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 01:05 ق.ظ

هنوز باورم نمیشود که تو رفته ای

هنوز مات رفتنت هستم

هنوز منتظرم تا از این خواب و کابوس بی پایان بیدار شوم و صدای تو را بشنوم.

کاش می شد زمان را به عقب برگرداند

کاش می شد قصه را جور دیگر نوشت

کاش می شد ....

از همه دوستان عزیز که همراهی کردند کامنت گذاشتن و...بی نهایت سپاسگزارم

یکی از دوستان زحمت کشیدن و شعری گفتن که در ادامه می خوانید

با این شعر کلی اشک ریختم و امیدوارم واقعا همینطور باشه که این دوست در شعر گفتن..


                                           *****************


سلام خاله من اومدم!در و به روم وا میکنی؟
بازم مثل اون قدیما با من مدارا میکنی؟

سلام خاله من اومدم!بخند ،غما رو رها کن
فکر نکنی دورم ازت،منو تو قلبت صدا کن

سلام خاله من اومدم!بگم که پیشتم هنوز
لحظه به لحظه غرقتم،عاشق کیشِتم هنوز

سلام خاله من اومدم!پاک کنم اشکای تو رو
گلم،امیدت اومده بشکنه پای غصه رو

مگه میشه کسی بره پیش خدای مهربون
نگا تو چشماش بکنه صد بار دیگه نشه جوون؟

مگه میشه لب کسی ترک بخوره از دعا
اون موقع خدا نزنه با اون لبا اونو صدا؟

مگه میشه چشم مامان بارون بباره از وفا
امیدش تشنه بمونه توی بیابون صفا؟

مگه میشه اشک خاله جاری باشه مثل یه رود
اونوقت زمین امیدش نداشته باشه هیچی سود؟

خاله،من اومدم بگم غصه که خوردن نداره
هر کسی رفت پیش خدا ربطی به مردن نداره

هر کجا که نگا کنی چشمامو اونجا میبینی
عسل جونو بغل کنی یه بوسه از من میچینی

حالا دیگه امید تو به همه جا سر میزنه
همین الان تو دلته پشت دره در میزنه

خاله جونم گریه نکن دلم واست شور میزنه
عماد دلش خنده میخواد اینجوری مور مور میزنه

بیا به احترام من لبخند بزن روی همه
گلای روی عزیزات محتاج مهر شبنمه

دست سپیده واسه تو از قول من مینویسه
چشمای دوست عزیزت فردا خانم واست خیسه

بخند که خنده های تو روح منو شاد میکنه
امید تو بیوفا نیس،هر روز تو رو یاد میکنه