X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

روزهای سخت

جمعه 22 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:36 ق.ظ

بدون تو روزهایم به سختی،به کندی و با درد سپری می شوند.

زجری که می کشم با لغات به تصویر نمی آید.

مثل این است که تکه ای از وجودم را زیر خاک گذاشته باشند...تکه ای از قلبم...

انگار چیز با ارزشی را از دست داده باشم...

انگار دردی دارم که درمانی ندارد...

انگار گم شده ای دارم که پیدا نمی شود...

هنوز به زندگی عادی برنگشتم ...

هنوز پروازت را باور نکردم

هنوز به اندازه کافی گریه نکرده ام

هنوز با دیدن عکست قلبم طوفانی می شود...

بی تو نفس ندارم...

بی تو به چه امیدی باشم...

نبودنت سخت است سخت...

وقتی می بینم هنوز دیوانه نشده ام تعجب می کنم...

لحظه ای از نظرم دور نمی شوی

                   *******************************************************

امید برایم مثل یک برادر بود وقتی 15 ساله بودم امید به دنیا آمد ما 21 سال با هم بودیم و تقریبا هر روز همدیگه رو می دیدیم

امید را مثل بچه خودم دوست داشتم و دارم...

امروز وقتی می خواستم صدا بزنم عماد ...مثل گذشته قاطی کردم و صدا زدم امید...

همه با تعجب نگاهم کردن ...

چه سخته که دیگه کسی تو را صدا نمی زنه...

آهنگ صداش مدام تو گوشمه ...می ترسم ...می ترسم روزی بیاد و من این آهنگ را فراموش کنم ...

برای عسل چی بگم ...تو فقط برای اون یک قصه ای

اون فقط تو را تو فیلم تولد یک سالگیش می بینه و...

وای خدای من ...

خدای من...

خدای...