X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

روز اول پیش دبستانی

پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 09:22 ق.ظ

دیروز صبح با عسل رفتیم جشن که به مناسبت ورود بچه ها به پیش دبستانی بود خلاصه جشن خیلی خوبی نبود بعد از نواختن چند آهنگ با ارگ بچه ها رفتن داخل سالن و مادرها تو حیاط و بعد از تقسیم بندی بچه ها ما رفتیم دم کلاس ها و با مربی بچه ها آشنا شدیم و گفتن ساعت ۱۱بیاید دنبال بچه ها منم رفتم ساعت ۱۱ برگشتم دست عسل را .رفتم و رفتیم سمت ماشین توی راه بهش میگم خوش گذشت 

عسل هم سریع گفت بله خیلی خوش گذشت من دوست دارم هر روز بیام پیش دبستانی اینجا به ما خیلی خوش میگذره...

من ماتم که تو این یه ساعت چیکار کردن دل و دین بچه رفته و دوست داره هر روز بیاد ...اما ته دلم خوشحالم که دوست داشته 

که یکدفعه خودش گفت مامان :خانم مربی گفت اگه مامان ها پرسیدن خوش گذشت این جواب را بدیم ...بله اینجوریاست 

پ.ن:عسل میگه مامان کاش میشد برم پیش فرشته ها و بگم منو یه باره دیگه بیارن به زندگی اما این دفعه من بچه اول باشم نه عماد ...

عکس عسل با لباس پیش دبستانی توی کانال هست آدرسش هم چند پست پایین تر 

بدرود