X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

خانم چیز

چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 12:03 ق.ظ

سلام 

امشب قرار بود پدر و مادر همسر از سفر حج بر گردن ما هم بارو بندیلمون را بستیم و رفتیم خانه اشون  خلاصه همه فامیل گفتن شب میان برای استقبال از حاجی ها . 

که پدر همسر  زنگ زدن و گفتن  پروازشون از ۱۱ شب به ۱۱ صبح تغییر پیدا کرده و احتمال داره حتی ۲۴ الی ۴۸ ساعت تاخیر داشته باشه . 

ما هم که کارت های دعوت را پخش کردیم خلاصه اگه فردا پرواز نکنن باید به همه زنگ بزنیم بگیم تشریف نیارین. 

کلی گل و سنبل سفارش دادیم و امروز گرفتیم که حتما تا فردا پلاس می شن و اون بره (گوسفند)که از حالا تا صبح برای اهالی خانه ملودی اجرا می کنه و حیاط را مزیین می فرمایند . 

من که با عماد بار و بندیل را جمع کردیم و برگشتیم خانه همسر هم طبق معمول شیفت هستن   

خداییش حال آدم از این تاخیرهای شرکت های هواپیمایی ایران بهم می خوره تمام برنامه های آدمو بهم میریزننننننننننننننننن 

 

 

 

عماد نوشت: 

عماد :مامان یه چیز جالب برات بگم. 

من :بگو 

عماد :مامان آقای محقق(معلم زبان انگلیسی)به خانم کریمی(کمک مربی کلاسشون)  میگه خانم چیز. 

من:چقدر جالب 

عماد:مامان چرا بهش میگه خانم چیز؟!!!! 

من:فکر کنم فامیل خانم کریمی را فراموش میکنه بهش میگه چیز 

شاید هم خانم کریمی اونو یاد پنیر می ندازه

 

 

پ ن :یکی از دوستان فیلتر شدن ..به نقل از خودشون:من فیلتر می شوم پس من بیشتر هستم.