X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

دندان شیری

چهارشنبه 21 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:03 ق.ظ

امروز بالاخره اولین دندون  شیری عماد افتاد...یادم افتاد به زمانی که تازه داشت دندون در می آورد...با چه زجری این دندون ها در آمدن با درد و تب وهزار مشکل ....اما هر دندونی که بیرون می زد کلی ذوق میکردیم  ...وقتی می خندید اون دندون های کوچیک پیدا می شدن و لبخندش زیبا می شد. 

حالا باید منتظر باشم تا یکی یکی این دندون های کوچولو بیفتن و جاشون دندون های درشت و بی ریخت در بیاد وقتی میرم مدرسه تقریبا همه بچه های کلاسشون بی دندون هستن و جای اون دندون های ریزه میزه دندون های بزرگ و اکثرا کج و کوج در آمده. 

دندونشو انداختم.. 

عماد امده میگه دندونمو بده بذارم زیر بالشتم تا صبح شما برش دارین جاش کادو بذارین... 

من از توی سطل دندونو پیدا کردم و گفتم من الان کادو نخریدم بذار فردا شب بذارش زیر بالشتت  

میگه باشه!! 

من :مگه قرار نبود فرشته ها کادو بیارن. 

عماد :خوب حالا شما فرشته این دیگه